شمارهٔ ۳ صامت بروجردی
صامت بروجردی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تا به خاک قدمت روی نیاز است مرا
کعبه کوی تو خلوتگه راز است مرا
حاجیان را حرم کعبه خوش آید لیکن
قبله روی تو خوشتر ز حجاز است مرا
با وجود تو نظر باری بیجا عیب است
روی بنما که گه راز و نیاز است مرا
فخر زاهد همه از مسجد و محراب بود
طاق ابروی تو محراب نماز است مرا
از تماشای گل و سیر گلستان سیرم
دیده تا بر رخ نیکوی تو باز است مرا
دفتر غصه دلی طی نشود روز جرا
بسکه دور از شب هجر تو دراز است مرا
(صامتا) ره بسوی ملک حقیقت نبری
تا بسر شورش اقلیم مجاز است مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و ارادت عمیق شاعر به معشوق اشاره دارد. شاعر در آن به حضور معشوق به عنوان مرکز توجه و مقصد روحی خود اشاره میکند و از اهمیت رابطه و درد جدایی سخن میگوید. او میگوید که نزدیکی به معشوق برایش از هر مکان مقدس دیگری ارزشمندتر است و در جستجوی وصال اوست. در نهایت، شاعر احساس میکند که تنها در آغوش معشوق میتواند به آرامش و حقیقت دست یابد و بیان میکند که غم و دوری از او زندگیاش را به سختی سپری میکند.