شمارهٔ ۴ صامت بروجردی
صامت بروجردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بلندآوازه بلبل در گلستان کرد دستان را
که در جای بلند آنجا نباید داد بستان را
تقاضای جهان کرد از چمن آواره بلبل را
که تا سرمنزل زاغ و زعن سازد گلستان را
به جای بغی و عدوان خهوشتر آن باشد که بنوازی
به شکر روزگار بینیازی تنگدستان را
کلید دولت وارستگی کی اوفتد بر کف
ازاین ده روزه دنیا به دنیا پای بستان را
پرشان کرده از بهر ریاست کار عالم را
خدایا در دین داری بده دنیاپرستان را
یقین دارم که از داروی پر زهر اجل چیزی
نیارد بوی هشیاری به مغز این تازه مستان را
مگر (صامت) شود ظاهر به عالم مهدی غائب
که تا اندازد از پا ریشه این مکر و دستان را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر درباره بلبل و گلستان است و به بیان آرزوها و دغدغههای بلبل میپردازد. بلبل در پی آن است که از چمن و زیباییهایش فرار کند و به سرمنزل زاغ و زعن برود. او به جای ایجاد خشونت و بینظمی، ترجیح میدهد با محبت و شکرگزاری زندگی کند. همچنین به این نکته اشاره میشود که زندگی دنیوی کوتاه است و برای دستیابی به وارستگی و آرامش، باید از دنیاپرستی پرهیز کرد. شاعر از خدا میخواهد تا بر دینداری و صدق انسانها بیفزاید و در نهایت، خواستار ظهور مهدی موعود است تا ریشه فساد و مکرها را از بین ببرد.