نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰ صامت بروجردی

صامت بروجردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)

ای دل از این ناله گر تاثیر می‌خواهی ندارد

با دمی زان لعتب کشمیر می‌خواهی ندارد

سرنوشت ما شده روز ازل در نامرادی

گر تو از حکم قضا تغییر می‌خواهی ندارد

یار چون رفت از برت ای جان به رفتن شو مهیا

بعد از این از عمر گر تخیر میخواهی ندارد

یا زخم گیشو و چشم و رخش قطع نظر کن

یا که راحت گر که از زنجیر می‌خواهی ندارد

کشته ابروی چالاکش برد فیض شهادت

درک این لذت گر از شمشیر می‌خواهی ندارد

سینه را بنما هدف در نزد این ابر و کمانها

گر تو از کیش و فاجز تیر می‌خواهی ندارد

دیده باید بست از اول تا دل خود را نبازی

چون نبستی (صامتا) تدبیر می‌خواهی ندارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساساتی عمیق و ناپایداری در زندگی و عشق می‌پردازد. شاعر از ناله و افسوس می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که اگر انسان به تقدیر خود راضی نباشد، هیچ تغییر یا بهبودی در وضعیتش رخ نخواهد داد. او به جدایی یار اشاره کرده و می‌گوید که باید برای رفتن آماده شد، چرا که دیگر امیدی برای تغییر نیست. همچنین، شاعر به زخم‌ها و دردهایی که در عشق تجربه کرده، اشاره می‌کند و می‌گوید که یا باید از آن‌ها صرف‌نظر کرد یا به زندگی ادامه داد. در نهایت، او به این واقعیت اشاره می‌کند که انسان باید عاقلانه زندگی کند و از تجربیات خود درس بگیرد، زیرا اگر مراقب نباشد، ممکن است همه چیز را از دست بدهد.