شمارهٔ ۳۷ صامت بروجردی
صامت بروجردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دگر دل بهر بدنامی ره تدبیر میگیرد
جنون من خبر از ناله زنجیر میگیرد
جهان آرزو را چون منی ناکام مییابد
که بیخ بختم آب از شعله شمشیر میگیرد
اثر هم بهر آهم ادعای سرکشی دارد
گمان کرده است نفرین ضعیفان دربرمیگیرد
عجب کج بخت افتاده است آسایش که هر ساعت
سر راهی ز دوری بر فراز شیر میگیرد
خراب عشق آبادی نمیفهمید بلی عاشق
چسان بر دوش بار منت تعمیر میگیرد
دو روز عمر را ضایع مکن گویا نمیدانی
که این دولت اجل هم از جوان هم پیر میگیرد
سراپا میشود اندام (صامت) شعله آتش
ز درد دل قلم چون از پی تحریر میگیرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها به بیان احساسات عمیق و حسرتهای انسانی میپردازند. شاعر از رنجها و ناامیدیهایی میگوید که به خاطر بدنامی و ناکامی در زندگیاش به وجود آمدهاند. او به جنون و زنجیر درونیاش اشاره میکند و از تأثیرات منفی جوامع و نفرینهای ضعیفان سخن میگوید. همچنین، شاعر به کجخوشیهای زندگیِ در حال گذر اشاره کرده و به عشق و دردهای آن میپردازد. در نهایت، او به اهمیت عمر و گذر زمان تأکید میکند و یادآور میشود که باید از هر لحظه زندگی بهرهبرداری کرد، زیرا مرگ هر لحظه ممکن است به سراغ جوان و پیر بیاید.