نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱ صامت بروجردی

صامت بروجردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دو زلفت ای صنم چون عقرب جرار می‌ماند

شکنج طره خم در خمت چون مار می‌ماند

به صیادی چون آهوی دو چشمت می‌شود مایل

دو ابروی کجست چو نخنجر خونخوار می‌ماند

به گلزار جمال بی‌مثالت بسته‌ام دل را

که آب و تاب وی با عارض دلدار می‌ماند

ز باغ ای باغبان بیرون مکن بیچاره گلچین را

که بی‌گل در خزان زین باغها بسیار می‌ماند

دریغ از عمر کوتاغه من و هنگامه هجران

که بر دل داغ وصل بی‌نشان یار می‌ماند

ز سر نقطه لعل لبت بس گفتگو باشد

ولی اسرار وی در پرده پندار می‌ماند

بشو از آب ای واعظ خدا را دفتر خود را

که گفتار خوشت برعکس این رفتار می‌ماند

علو قدر اهل فقر را اندر قیامت بین

کنون در پیش چشم اهل دنیا خوار می‌ماند

بتبر طعنه دشمن صبوری پیشه کن(صامت)

اگرچه صبر قدری درنظر دشوار می‌ماند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌های معشوق و دردهای عاشقانه می‌پردازد. شاعر موهای معشوق را به زلف‌هایی شبیه می‌کند که مانند عقرب و مار جذاب و خطرناک هستند. چشمان معشوق به عنوان صید و ابروهایش به نیش زهرآگین تشبیه می‌شوند. شاعر به زیبایی‌های معشوقش دل باخته و از ناتوانی در دوری از او گله می‌کند. همچنین در مورد عمر کوتاه و عذاب هجران، حسرت می‌خورد و به تنهایی و بی‌گلی در زندگی اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به سختی‌های زندگی و فتنه‌های دشمنان اشاره می‌کند و نصیحت می‌کند که صبر پیشه کنیم، حتی اگر این کار دشوار باشد. به طور کلی، شعر دربردارنده حسی عمیق از عشق، زیبایی و رنج است.