شمارهٔ ۴۲ صامت بروجردی
صامت بروجردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
همیشه افسر فرماندهی بر سر نمیماند
اگر ماند دمی ماندم دم دیگرْ نمیماند
به شکر سلطنت منما عدول از عدل در عالم
که این ملک و اساس و کشور و لشکر نمیماند
ز دست دار و گیر خلق بهر منصوب و مکنت
جهان آسوده یک ساعت ز شور و شر نمیماند
ز فتواهای ناحق عنقریسست اینکه در عالم
که اسم و رسمی از آئین پیغمبر نمیماند
ز ملک و مال این ویرانسرای عاریت بگذر
ز نام نیک چیزی در جهان بهتر نمیماند
به بذل و بخش خود منمای پروا از تهیدستی
سخاوت پیشه در آفاق هرگز در نمیماند
خوشم زین منزلت (صامت) که در عالم به جای من
اساس و فرش و نقد و جنس و سیم و زر نمیماند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مفهوم ناپایداری دنیا و تغییرات مداوم آن میپردازد. شاعر به این نکته اشاره دارد که هیچ چیز در این دنیا دائمی نیست و همه چیز گذراست. افسران و فرماندهان نیز روزی میآیند و روزی میروند. او از بیثباتی ملک و مملکت، مال و ثروت، و حتی نام نیک سخن میگوید و تأکید میکند که هیچکدام از اینها به صورت دائم باقی نمیمانند. در نهایت، شاعر بر اهمیت بخشندگی و سخاوت تأکید کرده و به جای نگرانی از تهیدستی، به generosity دعوت میکند؛ زیرا در نهایت، ارزشها و نیکیهاست که در دنیا پایدار میمانند.