نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴ صامت بروجردی

صامت بروجردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چینیان در چین گر از زلف تو چینی داشتند

بر جبین در چین ز بوی مشک چینی داشتند

از مگس شکر فروشانرا محالست ایمنی

زانکه صاحب خرمنان هم خوشه‌چینی داشتند

خواری احباب خود بنگر که در روز فراق

ترک ایشان گفت هر جا همنشینی داشتند

دست و پای عاشق بیچاره بستن تازگی است

روز اول راه در هر سرزمینی داشتند

گر دورنگی بود مانع در وصالت عاشقان

دوختند از غیر گر چشم دو بینی داشتند

کشور دلها چنین تنها مسخر می‌کنند

تا چه می‌کردند خوبان گر معینی داشتند

می‌رود از دست مردم دین و غافل می‌چرند

باز دین‌داران سابق درد دینی داشتند

عاقبت بینی اگر اندر میان خلق بود

بود وقف چشم تر گر آستینی داشتند

صلح و جنگی (صامتا) از یار ما معلوم نیست

خوبرویان روز اول مهر و کینی داشتند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و فراق و دشواری‌های آن است. شاعر به توصیف احساسات عاشقانه و تنهایی‌هایی که در دوری از معشوق به وجود می‌آید، می‌پردازد. او از زلف و زیبایی معشوق یاد می‌کند و به یادآوری خاطرات شیرین روزهای گذشتۀ عشق اشاره دارد. همچنین، وضعیت دوستان و احباب در روزهای جدایی و ناتوانی عاشق در کنترل عشق و دردهای ناشی از آن را به تصویر می‌کشد. پیام اصلی شعر به تلاطم‌های روحی و عواطف انسانی در روابط عاشقانه و تأثیر آن بر زندگی فردی و اجتماعی است.