نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵ صامت بروجردی

صامت بروجردی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خوبان اگر که منع نگاهی به ما کنند

ما شکر می‌کنیم اگر اکتفا کنند

منت کشیم و ناز کشیم و ستم کشیم

حاشا کنند و جور کنند و جفا کنند

سهل است انتظار کشیدم تمام عمر

کز صد هزار وعده یکی را وفا کنند

بالله که بهر کشتن ما عین خونبهاست

خونی که غمزه‌های تواش زیر پا کنند

مرغی که ریخت بال و پرش در ته نفس

کشتن نکوتر است گر او را رها کنند

صد همچو روز حشر به جایی نمی‌رسد

طورمار شکوه شب هجران چووا کنند

(صامت) من آن نیم که کشم پاز کوی دوست

ور فی المثل که بند ز بندم جدا کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر احساس نارضایتی و درد و رنج خود را از نادیده گرفتن و بی‌اعتناییِ خوبان و محبوبان بیان می‌کند. او می‌گوید که اگر آن‌ها ما را نادیده بگیرند، باز هم شکر می‌کنیم و تحمل می‌کنیم. شاعر از انتظار کشیدن برای یک وعده از محبوب شکایت می‌کند و می‌گوید که قربانی شدن به خاطر عشقش بهتر از بی‌توجهی است. در نهایت، او به این نکته اشاره می‌کند که باید رنج هجران را تحمل کرد و از طرفی آرزوی وصال و آزادی بیشتر را دارد. این شعر به عمق احساسات عاشقانه و درد جدایی اشاره می‌کند.