شمارهٔ ۵۱ صامت بروجردی
صامت بروجردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلم دائم ز هجرت خویش را بیمار میخواهد
ز تیغ بیدریغت سینه را افکار میخواهد
نمیخواهم که داغ عارضت از آب و تاب افتد
بلی بلبل همیشه رونق گلزار میخواهد
چه تاثیری بود بیاشک در آه سحر گاهی
که لشکر موسم جنگ و هنر سردار میخواهد
کسی کز بهر کفر و دین به ما ایراد میگیرد
بگو این گفتگوهاآدم بیکار میخواهد
ز بس از دوستان رنجیده قلب زودرنج من
که دیگر راه و رسم یاری از اغیار میخواهد
به محض ادعا کی حق شناسی میشود ثابت
هر آن کس را که گفتاری بود کردار میخواهد
اگر (صامت) وصال یار خود را آرزو داری
بود ممکن ولیکن زحمت بسیار میخواهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر دردی عمیق و احساسات غمگین شاعر درباره دوری و عشق است. شاعر از بیماری ناشی از هجرت خود میگوید و به تیغ بیرحم عشق اشاره میکند. او نمیخواهد که زیبایی و جذابیت معشوقش کمرنگ شود و میخواهد که همیشه عشق و شوق در دلها باقی بماند. شاعر همچنین به تاثیر اشک و غم در زندگی اشاره کرده و از انتقادهای بیمورد سخن میگوید که منجر به ناامیدی میشود. او از رنجش دلهایش از دوستان میگوید و به اهمیت عمل در کنار گفتار اشاره میکند. در نهایت، اگر کسی آرزوی وصال یار را دارد، باید بداند که این خواسته نیاز به زحمت و تلاش فراوان دارد.