نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴ صامت بروجردی

صامت بروجردی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن مشک که در چین به صدا اعزاز خرندش

در چین سر زلف تو با ناز خرندش

اندیشه چه داری ز خطاکردن تیرت

گر بگذر از دیده بدل باز خرندش

اسرار غم عشق تو نایاب متاعی است

کو را نتوان مردم غمساز خرندش

بی‌قدرتری از دل عاشق نبود لیک

از بهر نگهداشتن راز خرندش

پس خاصیت اشک شب هجرد گر چیست

از زهد و ریا گرنه که ممتاز خرندش

راضی مشو افشا شود آوازه حسنت

خوار است متاعی که به آواز خرندش

در بندگی ار خاک شود هیکل (صامت)

مشکمل که از این طالع ناساز خرندش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت عشق و غم آن اشاره می‌کند. او به زلف معشوق وقتی با ناز و افسون در چین می‌افتد، اشاره می‌کند و به قدرت تیر عشق و تأثیر آن بر دل عاشق می‌پردازد. شاعر اسرار عشق را به عنوان کالایی نایاب و گران بها می‌داند که نمی‌توان به سادگی از آن گذشت. او همچنین به اشک و درد جدایی اشاره می‌کند و می‌گوید که ارزش راز عشق در نگهداری از آن است. در پایان، شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که آوازه زیبایی معشوق نباید به سادگی افشا شود، زیرا ارزش آن کمتر می‌شود. این شعر به عمیق‌ترین احساسات انسانی در عشق و فقدان می‌پردازد.