نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰ صامت بروجردی

صامت بروجردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)

دوش با پیک خیالت گفتگویی داشتیم

تا سحر مانند مستان‌ های و هویی داشتیم

از سر بی‌مغز ما کیفیتی حاصل نشد

جز که بار دوش خود حالی سبوئی داشتیم

مرحبا ای عشق صلح انگیز کز تاثیر تو

یار شد با ما به عالم گر عدوئی داشتیم

گر نشد از شرم کاری پیشرفت ما نشد

ورنه نزد دلبر خود آبرویی داشتیم

همچو قمری در خیال قد آن سرور روان

بسته اندر طوق بی‌تابی گلویی داشتیم

همچو قمری در خیال قد آنسرور روان

بسته اندر طوق بی‌تابی گلویی داشتیم

چون فقیری کو بنان جو قناعت می‌کند

دوش بیرویت به سوی ماه روئی داشتیم

جز گل نشگفتگی نشگفت از گلزار من

یاد آن عهدی که چون ل رنگ و بویی داشتیم

سستی طالع‌نگر (صامت) که اندر دوستی

شد به زشتی فاش هر نام نکویی داشتیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به گفتگو با خیال معشوق خود اشاره می‌کند و عواطف و احساسات عاشقانه‌اش را به تصویر می‌کشد. او از شادی و شوری که در این گفت‌وگو احساس کرده، صحبت می‌کند و به نوعی از ناامیدی در بیان احساساتش یاد می‌کند که هیچ نتیجه‌ای برایش نداشته است. شاعر به عشق اشاره می‌کند که با وجود چالش‌ها، آرامش‌بخش و تأثیرگذار است و می‌گوید اگرچه ممکن است در برابر محبوبش شرم زده باشد، اما در دلش آبرو و احترام دارد. همچنین به زیبایی محبوب و یاد روزهای گذشته اشاره می‌کند و در نهایت به ناامیدی و عدم کامیابی در عشق می‌رسد.