شمارهٔ ۶۳ صامت بروجردی
صامت بروجردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نگارا زخم دل را مرحمش کن
ترحم بر هجوم ماتمش کن
شده بسیار بار درد و داغم
اگر داری سر یاری سر یاری کمش کن
سر بیگانگی دارد وصالت
خدایا با محبان همرهش کن
شده بر یوسف دل زندگی سخت
برون دیگر ز زندان غمش کن
دلا گر منزل آسوده خواهی
سراغ طره خم در خمش کن
شده (صامت) از این غمخانه دلتنگ
نگارا فارغ از این عالمش کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به معشوق خود (نگارا) میگوید که زخم دلش را درمان کند و به او ترحم ورزد. او از بار سنگین درد و غم خود شکایت دارد و میخواهد که معشوقش کمکی به او کند. شاعر احساس بیگانگی و دوری از وصال را تجربه میکند و دعا میکند که خداوند او را با محبانش همراه کند. او همچنین به سختی زندگی و اندوه دلش اشاره میکند و خواستار رهایی از این غمهاست. در نهایت، شاعر از معشوق میخواهد که او را از این دنیا و غمها آزاد کند.