شمارهٔ ۶۸ صامت بروجردی
صامت بروجردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چه خوش بود ار ز عشق اول دلی شیدا نمیکردی
چه میکردی ز یاران دوری بیجا نمیکردی
چرا اگر وعده کشتن نمودی رفته از یادت
تو آن بودی که از قتل کسی پروا نمیکردی
به بیجا دعوی مستوریت باور نمیدارم
چنین گر بود هر ساعت به جایی جا نمیکردی
بکوبت چو نمگس جانها نمیگردید سرگردان
تبسم گر گهی زان لعل شکر خا نمیکردی
به چشم تر بگو ای نازنین با من چرا گویی
که گر عاشقی بدی سرنهان افشا نمیکردی
به گلزار محبت گر (به صامت) ره نمیدادی
چو طوی آنقدر طبق مرا گویا نمیکردی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساساتی از عشق، جدایی و بیوفایی پرداخته است. شاعر از معشوقهاش میخواهد که اگر واقعاً او را دوست میداشت، رفتارهایش را تغییر میداد و در عشقش صداقت بیشتری را نشان میداد. او به یادآوری وعدههایی میپردازد که معشوقهاش درباره کشتن عشق یا جدایی داده، ولی اکنون فراموش شدهاند. شاعر به مشکلاتی که ناشی از بیحیثیتی و بیثباتی عشق است، اشاره میکند و از معشوق میخواهد برایش روشن کند که چرا در عشقش پنهانکاری میکند و به او محبت نمیکند. در نهایت، شاعر بیان میکند که انتظار دارد عشق در او شفاف و واضح باشد، نه مانند گلی که به آن دسترسی ندارد.