شمارهٔ ۷۲ صامت بروجردی
صامت بروجردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
مردم از تیر بلایت امتحانم میکنی
هر زمان بر ناوک جوری نشانم میکنی
من که هرگز مرغ امیدم نزد بال و پری
با چه تقصیری برون از آشیانم میکنی
چون مرا بر درگه لطف نمودی آشنا
پس چرا بر این در و آن در روانم میکنی
با همه بخشایش و احسان خود جانا چرا
زیر بار منت خلق جهانم میکنی
از تجلیهای نور طور دورم ساخته
همنشین با شعله برق یمانم میکنی
گاه گویا گاه (صامت) گاه شیدا گاه رند
گه گهی گریان و گاهی شادمانم میکنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر احساسات ناامیدی و سردرگمی خود را ابراز میکند. او از معشوقش میخواهد که چرا با او اینگونه رفتار میکند و او را در شرایط دشواری قرار میدهد. در عین حال، او به وجود لطف و بخشش معشوقش اشاره میکند، اما نمیفهمد چرا همچنان تحت فشار و بار منت دیگران قرار دارد. شاعر همچنین از تضادهای عاطفی خود صحبت میکند و بیان میکند که گاهی شاد و گاهی غمگین است. در کل، شعر نشاندهندهی دردی عمیق و رابطهی پیچیدهاش با معشوق است.