نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ - و برای او صامت بروجردی

صامت بروجردی / کتاب نوحه‌های سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

مرو ای جانِ برادر، سویِ میدان ز بَرِ من

منما تیره چو شب، روز به مد نظرِ من

(مرو ای تاجِ سرِ من، سویِ میدان ز بَرِ من)

(شهِ والا‌گُهرِ من)

یادگارِ پدر و مادر و جدِ منِ محزون!

مکن از رفتنِ خود، رَختِ مصیبت به بَرِ من

(مرو ای تاجِ سرِ من، سویِ میدان ز بَرِ من)

(شهِ والا‌گُهرِ من)

منِ بی‌کس چه کنم بی‌تو در این وادیِ پُر‌غم؟

غیرِ تو دادرسی نیست مرا در همه عالم

مکن از آتشِ هجران، جگرم خون، کمرم خم

نکند در تو اثر، آهِ دلِ بی‌اثرِ من؟

(مرو ای تاجِ سرِ من، سویِ میدان ز بَرِ من)

(شهِ والا‌گُهرِ من)

منِ خونین‌جگر آن روز، دل از دست بدادم

که در این وادیِ پُر‌خوف و خطر پای نهادم

بُوَد این آرزو از دورِ فلک، عینِ مرادم

که خدا خیر کند عاقبتِ این سفرِ من

(مرو ای تاجِ سرِ من، سویِ میدان ز بَرِ من)

(شهِ والا‌گُهرِ من)

چه کنم گر نکنم بی‌تو بلند، آه و فغان را؟

چه زنم گر نزنم شعله ز داغِ تو جهان را؟

چه دهم گر ندهم بدرقهٔ راهِ تو جان را؟

به کجا می‌روی ای مونسِ شام و سحرِ من؟

(مرو ای تاجِ سرِ من، سویِ میدان ز بَرِ من)

(شهِ والا‌گُهرِ من)

خبر از دردِ دلِ خواهرِ بی‌تاب نداری

داغِ خود را به سَرِ داغم، از آن روی گذاری

به من از کرب‌وبلا، فوجِ بلا گشته شکاری

صبر را گوی که تا آید و بیند هنرِ من!

(مرو ای تاجِ سرِ من، سویِ میدان ز بَرِ من)

(شهِ والا‌گُهرِ من)

شوقِ سر دادنِ خود، بسته ز خواهر نظرت را

به کفِ شمر نهی، زینبِ خونین‌جگرت را

چه کنی بعدِ خود، اطفالِ ز غم در‌به‌درت را؟

آب بگذشت برادر، ز فراقت ز سَرِ من

(مرو ای تاجِ سرِ من، سویِ میدان ز بَرِ من)

(شهِ والا‌گُهرِ من)

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با لحن غم‌انگیز و احساسی از فردی است که به برادرش می‌گوید که به میدان رفتن و جنگ نرود. او خود را در دنیای پرغم و تنهایی می‌بیند و بدون برادرش، احساس بی‌کسی و ناامیدی می‌کند. او از درد و مصیبت ناشی از جدایی و خطراتی که برادرش با رفتن به میدان مواجه خواهد شد، ابراز نگرانی می‌کند. شاعر همچنین به یادگاری‌هایی از پدر و مادر و احساسات عمیق خانوادگی اشاره می‌کند و در نهایت از برادر می‌خواهد که به خاطر او و خانواده، از رفتن به میدان صرف‌نظر کند. این شعر به تصویر کشیدن عواطف عمیق، عشق و وابستگی نسبت به خانواده می‌پردازد.