نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱ - و برای او صامت بروجردی

صامت بروجردی / کتاب نوحه‌های سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) / وزن: مستفعلن مستفعلن فعولن

ای شمرِ دون! بهرِ خدا ثوابی

تَر کن لبِ خشکم ز جرعه آبی

بر کودکانم در حرم بده گوش

کز تشنگی دارند اضطرابی

ای شمر! باشد وقتِ امتحانت

آلِ نبی گردیده میهمانت

ترسم زنند آتش به خانمانت

گر برکشند آه از دلِ کبابی

ای بی‌ادب! سبطِ پیمبرِ تو

لب‌تشنه مانده زیرِ خنجرِ تو

زاری کنم هرچند در بَرِ تو

بر من نمی‌گویی چرا جوابی؟

ای بی‌خبر! کن یاد از قیامت

ترسم کشی از کارِ خود ندامت

کردی هدف بر ناوکِ ملامت

تا چند غافل از صفِ حسابی؟

آمد بهارم را ز پی، خزانی

رفت از کفم چو اکبرم جوانی

نه بر دلِ غمگین بُوَد توانی

نی بر تنِ افسرده مانده تابی

دیگر به جایی دسترس ندارم

جز قطره آبی هوس ندارم

در این زمین کاری به کَس ندارم

داری چرا در کشتنم شتابی؟

این سینه کز بهرِ تو جایگاه است

صندوقِ علمِ حضرتِ اله است

ای سنگدل! تا کی دلت سیاه است؟

بیدار شو ظالم! اگر به خوابی

ای گُمره دور از ره هدایت!

بنما منِ مظلوم را حمایت

از حقِ پیغمبر نما رعایت

گر خصمِ اولادِ ابوترابی

«صامت»! چنین کامشب ز کثرتِ غم

برپا نمودی دستگاهِ ماتم

روزِ جزا با دوستانِ همدم

آسوده و وارسته از عذابی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر ناله و شکایت از ظلم و بی‌رحمی شمر است که در کربلا به کودکان و جوانان امام حسین (ع) بی‌رحمی می‌کند. شاعر به شمر خطاب می‌کند و از او می‌خواهد که به تشنگی کودکان توجه کند و در مقابل، از عذاب و عاقبت شوم او در قیامت هشدار می‌دهد. او همچنین از بی‌احساسی و بی‌رحمی شمر در مقابل مظلومیت آل نبی شکایت کرده و از او می‌خواهد که از خواب غفلت بیدار شود و به حمایت مظلومان بپردازد. در نهایت، شاعر با زاری و اندوه از وضعیت خود و دیگران، به انتظار روز جزا و رهایی از عذاب الهی اشاره می‌کند.