نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳ - و برای او همچنین صامت بروجردی

صامت بروجردی / کتاب نوحه‌های سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آمد مَه غم، بهر عزاداریِ زینب

شد موسمِ غمخواریِ بی‌یاریِ زینب

کو شیرِ خدا، شاهِ نجف، تا که بیاید

در کرب‌وبلا، بهرِ هواداریِ زینب؟

فریاد! که از ظلمِ یزید، آن سگِ مَیْشُوم

فرزندِ نبی کشته شده، بی‌کس و مظلوم

خون شد دلِ حیدر، ز علم‌داریِ کلثوم

سوزد دلِ زهرا، ز جلوداریِ زینب

سروِ قدِ اکبر، چو در آن دامنِ صحرا

افتاد ز شمشیرِ ستمکاریِ اعدا

زد طعنه سنان، گاه به دلداریِ لیلا

خندید گَهی شمر، به غمخواریِ زینب

بنشست چو شمرِ شقی، آن کافرِ دوران

بر سینهٔ بی‌کینهٔ سلطانِ شهیدان

می‌گفت که: ای شمر! مَبَر با لبِ عطشان

سَر از تنم آخر، بنگر زاریِ زینب!

بردند چو از رخ، سپهِ شام، نقابش

بستند چو بر گردن و بازو، طنابش

می‌کرد ز غم، رویِ تضرع سویِ بابش

کای باب! نداری خبر از زاریِ زینب؟

آن شب که روان شد به سویِ کوفهٔ ویران

دادند به وی جا ز جفا، گوشهٔ زندان

می‌بود در آن نیمهٔ شب، نالهٔ طفلان

در کوفهٔ غم، مونسِ بیداریِ زینب

در شام، به ویرانه چو دادند مکانش

خون گشت چو «صامت»، ز بصر اشکِ روانش

شاهِ شهدا دید چو بی‌تاب و توانش

آمد به سَر، از بهرِ پرستاریِ زینب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر توصیف غم و اندوه زینب (سلام الله علیها) پس از شهادت برادرش امام حسین (علیه السلام) در کربلا است. در این شعر، زینب به عنوان یک دلسوخته و پر از درد تصویر می‌شود که با یزید و ظلم او می‌جنگد. او در فقدان برادر و داغدار بودن، به یاد حیدر (علیه السلام) و دیگر خانواده‌اش نالان است و از بی‌کس بودن خود در شام و کوفه می‌گوید. شعر، احساسات عمیق زینب را در برابر ظلم و ستمی که بر خاندان پیامبر (ص) رفته، بیان می‌کند و بر مظلومیت اهل‌بیت تأکید دارد. زینب به عنوان پرستار و مدافع خون شهیدان شناخته می‌شود و با ناله‌ها و زاری‌هایش یادآور فاجعه کربلاست.