نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۷ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

روی خوبت، نهان چه خواهی کرد؟

شورش عاشقان چه خواهی کرد؟

مشک‌زلفی و نرگسین‌چشمی

تا بدان نرگسان چه خواهی کرد؟

خونم از دیدگان بپآلودی

رنج این دیدگان چه خواهی کرد؟

هر زمان با تو یار اندیشم

تا تو اندر جهان چه خواهی کرد؟

نقش آب روان مباش به پاس

نقش آب روان چه خواهی کرد؟

مژه‌تیری و ابروان چو کمان

پس تو تیر و کمان چه خواهی کرد؟

دل ببردی و قصد جان کردی

یله کن جان تو جان چه خواهی کرد؟

زان کمر طرف بر میان من است

بارِ آن بر میان چه خواهی کرد؟

ای چو جان و دلم به هر وصلت

وصلت عاشقان چه خواهی کرد؟

چون سنایی سگی به کوی تو در

نعرهٔ پاسبان چه خواهی کرد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه پرداخته و از معشوق خواسته شده تا درباره زیبایی‌ها و جذابیت‌هایش بیندیشد. شاعر به زیبایی‌های معشوق، مانند زلف و چشم‌ها اشاره می‌کند و از او می‌پرسد که با این همه جذبه و شور عاشقان چه خواهد کرد. همچنین به رنجی که عشق به او می‌آورد، عمیقاً تأکید می‌کند و به احساسات درونی‌اش اشاره می‌کند. در اینجا، معشوق به عنوان موجودی که دل و جان شاعر را به تسخیر درآورده، در نظر گرفته شده و شاعر در جستجوی پاسخی به پرسش‌هایش درباره عشق و وابستگی‌اش است.