شمارهٔ ۱۱۷ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
معشوق که او چابک و چالاک نباشد
آرام دل عاشق غمناک نباشد
از چرخ ستمکاره نباشد به غم و بیم
آن را که چو تو دلبر بی باک نباشد
در مرتبه از خاک بسی کم بود آن جان
کو زیر کف پای تو چون خاک نباشد
نادان بود آنکس که ترا دید و از آن پس
از مهر دگر خوبان دل پاک نباشد
روی تو و موی تو بسندهست جهان را
گو روز و شب و انجم و افلاک نباشد
دامن نزند شادی با جان سنایی
روزی که دلش از غم تو چاک نباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف ویژگیهای معشوق و تأثیر او بر دل عاشق میپردازد. او میگوید اگر معشوق چابک و چالاک نباشد، دل عاشق آرام نخواهد بود. همچنین تأکید میکند که کسی که به محبوبی چون تو دسترسی ندارد، دچار غم و ناامیدی خواهد بود. شاعر میگوید که هیچ چیز در جهان به زیبایی و جذابیت تو نیست و هر کس که تو را ببیند، دیگر قادر به دوست داشتن دیگران نخواهد بود. در پایان، شاعر اعلام میکند که خوشی و شادی نمیتواند در زندگیاش جایی داشته باشد، تا زمانی که دلش از غم معشوقش پاره شده باشد.