شمارهٔ ۱۱۸ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
هر دل که قرین غم نباشد
از عشق بر او رقم نباشد
من عشق تو اختیار کردم
شاید که مرا درم نباشد
زیرا که درم هم از جهانست
جانان و جهان بهم نباشد
با دیدن رویت ای نگارین
گویی که غمت ز غم نباشد
تا در دل من نشسته باشی
هرگز دل من دژم نباشد
پیوسته در آن بود سنایی
تا جز به تو متهم نباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و غم است. شاعر میگوید هر دلی که غم ندارد، از عشق بیبهره است. او عشق معشوق را انتخاب کرده و امیدوار است که غم نداشته باشد. او همچنین به ارتباط بین جانان و جهان اشاره میکند و میگوید که دیدن محبوبش باعث میشود که غم او کم رنگ شود. در نهایت، او تأکید میکند که تا زمانی که عشق در دلش باشد، غم و اندوه نخواهد داشت.