شمارهٔ ۱۵ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
مَن کِیَام کاندیشهٔ تو همنَفَس باشَد مَرا؟
یا تَمَنّایِ وِصالِ چون تو کس باشد مرا؟
گر بُوَد شایستهٔ غم خوردنِ تو جانِ من،
اینْ نصیبَ ازْ دولتِ عشقِ تو بَس باشد مرا
گر نَه عشقت سایهٔ من شد؟ چرا هر گه که من
رویْ بَرتابم اَزو پویان ز پَس باشد مرا؟
هر نَفَسْ کان را به یادِ روزگارِ تو زَنَم
جملهٔ عالم طُفیلَ آنْ نَفَسْ باشد مرا
هر زَمان زُ امّیدِ وصلِ تو دلِ خود خوش کنم،
باز گویم: نَه چِه جایِ این هَوَسْ باشد مرا؟
چون خیالِ خاکِ پایت مینَبینَد چشمِ من،
بَر وصالِ تو چگونه دسترس باشد مرا؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق عاشقانه و longing (اشتیاق) فردی نسبت به معشوقش است. شاعر سوال میکند که آیا او تنها در اندیشه معشوقش وجود دارد و یا عشقشان دوسویه است. او به شدت تحت تأثیر عشق معشوقش قرار دارد و این عشق برایش به عنوان یک امتیاز مهم است. شاعر همچنین به یادآوری لحظات و خاطرات خوش با معشوقش میپردازد، ولی در عین حال حس میکند که دستیابی به او دشوار است و این وضعیت به او درد میآورد. در نهایت، احساس ناامیدی و اشتیاق به وصال معشوق برجسته است.