شمارهٔ ۱۵۶ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای من غلام عشق که روزی هزار بار
بر من نهد ز عشقِ بتی صد هزار بار
این عشق جوهریست بدانجا که روی داد
بر عقل زیرکان بزند راه اختیار
جز عشق و اختیار به میدان نام و ننگ
نامرد را ز مرد که کردهست آشکار
جز درد عشق غمزهٔ معشوق را که کرد
بر جان عاشقان بتر از زخم ذوالفقار
این درد عشق راست که در پای نیکوان
هر ساعت ار بخواهد جانها کند نثار
در عشق نیست زحمت تمییز بهر آنک
در باغ عشق دوست به نرخ گل است خار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و پیچیده عاشقانه پرداخته است. شاعر خود را غلام عشق میداند و به شدت تحت تأثیر محبت معشوق قرار دارد. عشق را به عنوان یک جوهر زیبا معرفی میکند که بر عقل اثر میگذارد و انتخابهای فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. تنها چیزی که در میدان عشق اهمیت دارد، نام و ننگ نیست بلکه درد ناشی از عشق است که عمیقتر و سختتر از هر زخم دیگری است. شاعر اشاره میکند که در عشق، هیچ تلاشی برای تمییز و تفکیک وجود ندارد و در باغ عشق، خارها نیز به اندازه گلها ارزش دارند. عشق یک حس عمیق و چالشبرانگیز است که جان را نثار میکند و بر زندگی عاشقان تأثیر عمیق میگذارد.