نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۱ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

زینهار ای یار ِگلرخ زینهار

بی‌گنه بر من مکن تیزی چو خار

لالهٔ خود رویم از فرقت مکن

حجرهٔ من ز اشک خون چون لاله‌زار

چون شکوفه گرد بدعهدی مگرد

تا مگر باقی بمانی چون چنار

چون بنفشه خفته‌ام در خدمتت

پس مَدارَم چون بنفشه سوگوار

زان که جان‌ها را فراقت چون سمن

یک دو هفته بیش ندهد زینهار

باش با من تازه چون شاه اسپرم

تا نگردم همچو خیری دلفگار

از سر لطف و ظریفی خوش بزی

همچو سوسن تازه‌ای آزاده‌وار

همچو سیسنبر بپژمردم ز غم

یک ره از ابر وفا بر من ببار

چون نخوردم بادهٔ وصلت چو گل

همچو نرگس پس مدارم در خمار

ای همیشه تازه و تر همچو سرو

اشکم از هجران مکن چون گل انار

حوضها کن گلبنان را از عرق

تا چو نیلوفر در او گیرم قرار

زان که از بهر سنایی هر زمان

بر فراز سرو و طرف جویبار

بلبل و قمری همی‌گویند خوش

زینهار ای یار گلرخ زینهار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با نغمه‌ای حزین از دل شکستگی و longing (دلتنگی) سروده شده و شاعر از یار خود می‌خواهد که به او بی‌رحمی نکند و از او دور نشود. او احساس می‌کند که دوری یار چقدر دردناک و مشابه بیگناهی اوست که به خارها دچار شده است. شاعر از زیبایی و تازگی گل‌ها و گیاهان برای توصیف احساساتش استفاده می‌کند و می‌خواهد که یارش همیشه در کنار او بماند و به او وفادار باشد. در نهایت، شاعر به فراقت و غم ناشی از آن اشاره می‌کند و از یار می‌خواهد که به اشک‌هایش توجه کند و در دلش جایی داشته باشد.