نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۸ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما را مدار خوار که ما عاشقیم و زار

بیمار و دل‌فگار و جدا‌مانده از نگار

ما را مگوی سرو که ما رنج دیده‌ایم

از گشت آسمان وز آسیب روزگار

زین صعبتر چه باشد زین بیشتر که هست‌‌؟!

بیماری و غریبی و تیمار و هجر یار

رنج دگر مخواه و برین‌بَر فزون مجوی

ما را بس است اینکه بر او آمده‌ست کار

بر ما حلال گشت غم و ناله و خروش

چونان که شد حرام می نوش خوشگوار

ما را به نزد هیچ کسی زینهار نیست

خواهیم زینهار به روزی هزار بار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان درد و رنج عاشقانی می‌پردازد که از دوری معشوق و مشکلات زندگی رنج می‌برند. شاعر از دیگران می‌خواهد که آن‌ها را کوچک نشمارند، زیرا آن‌ها دلی شکسته و قلبی زجرکشیده دارند. او می‌گوید که دیگر رنج و غم نمی‌خواهد و فقط کافی است که روزگار بر آن‌ها سخت گذشته است. غم و ناله آن‌ها حالا به نوعی حلال شده است، همان‌طور که نوشیدن شادی حرام شده است. در نهایت، شاعر ابراز می‌کند که به هیچ‌کسی نیازی ندارند و فقط در پی آرامشی برای روزهای خود هستند.