شمارهٔ ۱۹۹ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بر من از عشقت شبیخون بود دوش
آب چشمم قطرهٔ خون بود دوش
در دل از عشق تو دوزخ مینمود
در کنار از دیده جیحون بود دوش
ای توانگر همچو قارون از جمال
عاشق از عشق تو قارون بود دوش
ای به رخ ماه زمین بی روی تو
مونس من ماه گردون بود دوش
بی تو دوش از عمر نشمردم همی
کز شمار عمر بیرون بود دوش
چون شب دوشین شبی هرگز مباد
کز همه شبها غم افزون بود دوش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به عشقی عمیق و دردناک اشاره میکند. او از شب گذشته شکایت میکند که در آن عشقش او را به شدت آزار داده و اشکهایش مانند خون بوده است. دلش پر از دوزخ و عذاب است و بیپایان به یاد معشوقش گریسته. معشوقش را به قارون و ماه تشبیه میکند و بیوجود او خود را تنها و بیمعنا میبیند. او شب گذشته را شب غم و اندوه وصف میکند و آرزو دارد که چنین شبی هرگز تکرار نشود. در کل، این شعر احساسی عمیق از عشق و رنج را به تصویر میکشد.