نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای ز عشقت روح را آزارها

بر در تو عشق را بازارها

ای ز شکر منت دیدار تو

دیده را بر گردن دل بارها

فتنه را در عالم آشوب و شور

با سر زلفین تو اسرارها

عاشقان در خدمت زلف تواند

از کمر بر ساخته زنارها

نیستم با درد عشقت لحظه‌ای

خالی از غم‌ها و از تیمارها

بر امید روی چون گلبرگ تو

می‌نهم جان را و دل را خارها

تا سنایی بر حدیث چرب توست

غره چون کفتار بر گفتارها

دارد از باد هوس آبی به روی

با خیال خاک کویَت کارها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دردهای ناشی از آن است. شاعر به زیبایی معشوق و تأثیر عمیق او بر روح و دل عاشق اشاره می‌کند. او می‌گوید که حتی در درد عشق لحظه‌ای از غم خالی نیست و به امید دیدار معشوق، جان و دلش را فدای عشق می‌کند. همچنین، شاعر به فتنه و جذابیت زلف معشوق و آرامش ناشی از آن اشاره می‌کند و در نهایت می‌گوید که عشق او همچون باد به دل و خیال او نفوذ کرده است.