شمارهٔ ۲۰۷ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن کژدم زلف تو که زد بر دل من نیش
از ضربت آن زخم دل نازک من ریش
آنجا که بود انجمن لشگر خوبان
نام تو بود اول و پای تو بود پیش
بنگر که همی با من و با تو چکند چرخ
بر هر دو همی چون شمرد مکر و فن خویش
هر شب که کند عشق شکیبایی من کم
هم در گذرد خوبی و زیبایی تو بیش
ای روی تو قارون شده از حسن و ملاحت
از هجر تو قارونم و از وصل تو درویش
خود چون بود آخر به غم هجر گرفتار
آن کس که به اول نبود عافیت اندیش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عشق و وضعیت دلbroken شاعر از جدایی و وصال معشوقش است. شاعر از زخمهای ناشی از عشق میگوید و بیان میکند که نام معشوقش در جمع زیبایان همیشه بر سر زبانهاست. او به مواجههٔ شبانهاش با کمبود عشق اشاره میکند و میگوید که زیبایی معشوقش نسبت به تلخی جداییاش همواره بیشتر است. در نهایت، شاعر به تضاد بین ثروت و فقر در عشق اشاره دارد و میگوید که در غم جدایی، به حال فقیر گرفتار است، در حالی که در وصال او احساس ثروت و خوشبختی دارد.