نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۵ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

صنما تا بزیم بندهٔ دیدار توام

بتن و جان و دل دیده خریدار توام

تو مه و سال کمر بسته به آزار منی

من شب و روز جگر خسته ز آزار توام

گرچه از جور تو سیر آمده‌ام تا بزیم

بکشم جور تو زیرا که گرفتار توام

زان نکردی تو همی ساخت بر من که ترا

آگهی نیست که من سوختهٔ زار توام

گرچه آرایش خوبان جهانی به جمال

به سر تو که من آرایش بازار توام

نه عجب گر بکشم تلخی گفتار ترا

زان که من شیفتهٔ خوبی دیدار توام

دزد شبرو منم ای دلبر اندر غم تو

چون سنایی ز پی وصل تو عیار توام

گرچه عشاق دل آسودهٔ گفتار منند

من همه ساله دل آزردهٔ گفتار توام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر حس عمیق عشق و درد ناشی از آن است. شاعر به معشوق خود ابراز می‌کند که او همه وجودش را فدای دیدار او کرده و حتی با وجود آزارهایی که از او می‌بیند، همچنان به او وابسته و گرفتار است. شاعر به زیبایی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که با وجود تلخی‌ها، همچنان شیفته اوست. در نهایت، احساس رنج و دل‌تنگی خود را از طعنه‌ها و آزارهای معشوق ابراز می‌کند، به رغم اینکه دیگران می‌توانند به راحتی درباره عشق صحبت کنند، او همچنان در عذاب و غم خود باقی‌مانده است.