نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۷ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

تا بر آن روی چو ماه آموختم

عالمی بر خویشتن بفروختم

پاره کرده پردهٔ صبر و صلاح

دیدهٔ عقل و بصر بردوختم

رایت عشق از فلک بفراختم

تا چراغ وصل را فروختم

با بت آتش رخ اندر ساختم

خرمن طاعت به آتش سوختم

اسب در میدان وصلش تاختم

کعبهٔ وصلش ز هجران توختم

جامهٔ عفت برون انداختم

رندی و ناراستی آموختم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات از عشق و دلدادگی صحبت کرده و تجربیات خود را بیان می‌کند. او می‌گوید که برای رسیدن به معشوق خود، پرده‌های صبر و احتیاط را کنار زده و عقل و بصیرت خود را فدای عشق کرده است. عشق را از آسمان فراخوانده و مسیری برای وصال برگزیده است. او به خاطر این عشق، طاعت و دیانت را رها کرده و به سوی رندی و بی‌قیدی گرایش پیدا کرده است. این ابیات نشان‌دهنده عمیق‌ترین احساسات و تحولاتی است که عشق در وجود او ایجاد کرده است.