شمارهٔ ۲۳ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
فریاد از آن دو چشمک جادوی دلفریب
فریاد از آن دو کافر غازی با نهیب
این همبر دو ترکش دلگیر جان ستان
وان پیش دو شمامهٔ کافور یا دو سیب
بردوش غایه کش او زهره میرود
چون کیقباد و قیصر پانصدش در رکیب
یوسف نبود هرگز چون او به نیکویی
چون سامری هزارش چاکر گه فریب
آسیب عاشقی و غم عشق و گمرهی
تا روی او بدید پس آن طرفهها و زیب
غمخانه برگزید و ره عشق و گمرهی
هر روز می برآرد نوعی دگر ز جیب
بسترد و گفت چون که سنایی همه ز جهل
بنبشت در هوای غم عشق صد کتیب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیبایی و جذابیت دو چشمک صحبت می کند که دل را میرباید و با اشاره به دلدادگی و غم عشق، به احساساتی عمیق و پیچیده اشاره میکند. شاعر به مقایسه شخصیتهایی چون یوسف و سامری میپردازد و نشان میدهد که عشق و آسیبهای ناشی از آن، او را به عوالم جدیدی میبرد. در ادامه، شاعر به انتخاب زندگی در غم و عشق اشاره میکند و از نوآوریهای عشق پرده برمیدارد، همانطور که سنایی در اشعار خود از غم عشق سخن گفته است.