نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۲ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ما عاشق همت بلندیم

دل در خود و در جهان چه بندیم

آن به که یکی قلندری وار

می‌گیریم ار چه دانشمندیم

از بهر پسر به سر بیاییم

وز بهر جگر جگر برندیم

ار هیچ شکار حاجت آید

خود را به دو دست ما کمندیم

با یک دو سه جام به که خود را

زنار چهار کرد بندیم

خود را به دو باده وارهانیم

چون زیر هزار گونه بندیم

ای یار ز چشم بد چه ترسی

بر آتش می چو ما سپندیم

چندان بخوریم می که از خود

آگه نشویم زان که چندیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و تلاش برای دستیابی به اهداف و آرزوها اشاره دارد. شاعر به همت بلند و آزادگی روح انسان تأکید می‌کند و می‌گوید که بهتر است همچون قلندران که از دانش و علم فراتر رفته‌اند، زندگی کنیم. او به عشق و فداکاری برای خانواده اشاره می‌کند و بیان می‌کند که باید با تلاش و کوشش به راحتی و خوشبختی برسیم. شاعر همچنین به لذت‌های زندگی و نوشیدن شراب به عنوان وسیله‌ای برای رهایی از بندهای زندگی اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که باید از قید و بندهای اجتماعی رها شویم. در نهایت او از ترسی که از بدی‌ها وجود دارد می‌گوید و می‌خواهد که با محبت و دوری از نگرانی‌ها زندگی کنیم.