شمارهٔ ۲۳۴ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خیز تا بر یاد عشق خوبرویان می زنیم
پس ز راه دیده باغ دوستی را پی زنیم
از نوای نالهٔ نی گوشها را پر کنیم
وز فروغ آتش می چهرهها را خوی زنیم
چون درین مجلس به یاد نی برآید کارها
ما زمانی بیت خوانیم و زمانی نی زنیم
زحمت ما چون ز ما می پارهای کم میکند
خرقه بفروشیم و خود را بر صراحی میزنیم
چنگ در دلبر زنیم آن دم که از خود غایبیم
پس نئیم اکنون چو غایب چنگ در وی کی زنیم
از برای بی نشانی یک فروغ از آه دل
در بهار و در خزان و در تموز و دی زنیم
دفتر ملک دو عالم را فرو شوییم پاک
هر چه آن ما را نشانست آتش اندر وی زنیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به یاد عشق و زیباییهای زندگی اشاره دارد. شاعر از عشق و دوستی صحبت میکند و به نقش ساز و ناله نی در انتقال احساسات اشاره میکند. او به این نکته میپردازد که در مجلسی که یاد عشق زنده است، میتوان همزمان شعر خواند و نی نواخت. شاعر بیان میکند که زحمت و تلاش او در عشق کم نمیشود و او خود را در مقابل معشوق رها میکند. همچنین، او به دنبال نشانهای از عشق در تمامی فصول سال است و میخواهد دنیای خود را با عشق پاک کند. در نهایت، به نظر میرسد هدف او از تمامی این تلاشها رسیدن به آتش عشق و زیبایی واقعی است.