نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۳ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خیز تا ما یک قدم بر فرق این عالم زنیم

وین تن مجروح را از مفلسی مرهم زنیم

تیغ هجران از کف اخلاص بر حکم یقین

در گذار مهرهٔ اصل بنی آدم زنیم

جمله اسباب هوا را برکشیم از تن سلب

پس تبرا را برو پوشیم و کف بر هم زنیم

از علایقها جدا گردیم و ساکن‌تر شویم

بر بساط نیستی یک چند گاهی دم زنیم

تیغ توحید از ضمیر خالص خود برکشیم

بر قفای ملحدان زان ضربتی محکم زنیم

آتش نفس لجوج ار هیچ‌گون تیزی کند

ما به آب قوت علوی برو برنم زنیم

بار خدمت را به کشتی سعادت در کشیم

پس خروشی بر کشیم و کشتی اندر یم زنیم

اسب شوق اندر بیابان محبت تا زنیم

گوی برباییم و لبیک اندرین عالم زنیم

پیش تا سفله زمانه بر فراقم کم زند

خیز تا بر فرق این سفله زمانه کم زنیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعوت به حرکت و تلاش برای رهایی و صعود به عالم معنوی است. شاعر از ما می‌خواهد برای تغییر وضعیت و برطرف کردن دردهایمان اقدام کنیم و با زیر پا گذاشتن تعلقات دنیوی، در پی حقیقت و توحید باشیم. او بر لزوم جدایی از ظواهر و رسیدن به عمق وجود تأکید می‌کند و ما را به مقابله با سست‌عنصری و جهل ترغیب می‌کند. در نهایت، شاعر از ما می‌خواهد تا با شوق و محبت، بر کشتی سعادت سوار شویم و در برابر چالش‌ها ایستادگی کنیم.