نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۶ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خیز تا در صف عقل و عافیت جولان کنیم

نفس کلی را بدل بر نقشِ شادِروان کنیم

دشنهٔ تحقیق برداریم ابراهیم وار

گوسفند نفس شهوانی بدو قربان کنیم

گر برآرد سر چو فرعون اندرین ره شهوتی

ما بر او از عقل، سدِّ موسیِ عمران کنیم

در دل ار خیل خیال از سِحر، دستان آورد

از درخت صدق، روی صد عصا ثعبان کنیم

بر بساط معرفت از روی باطن هر زمان

مُهرِ عِزِ لایزالی نقشِ جاویدان کنیم

عشق او در قلب ما چون هست سلطانی بزرگ

نقشِ نقدِ ضربِ ایمان، نام آن سلطان کنیم

پرده از روی صلاح و زهد و عفت بردریم

خانه را بر عقلِ رعنا یک زمان زندان کنیم

عاشق و معشوق و عشق این هر سه را در یک صفت

گه زلیخا گه نبی گه یوسف کنعان کنیم

روح باطن گر چو یوسف گم شدست از پیش ما

ما چو یعقوب از غمش دل خانهٔ احزان کنیم

نار عشق و باد عزم و خاک دانش، آب جِرم

عالَم علمِ سنایی زین چهار ارکان کنیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر دعوت به عقل و روشن‌بینی می‌کند و بر ضرورت تحقیق و جستجوی حقیقت تأکید دارد. او می‌خواهد نفس‌های شهوانی را قربانی کند و با عقل و دانش بر موانع غلبه کند. همچنین، به قدرت و عظمت عشق الهی اشاره می‌کند و تلاش می‌کند تمام جوانب عشق و ارتباطات انسانی را در کنار هم ببیند. در نهایت، شاعر به قدرت عشق و علم اشاره کرده و از چهار عنصر (عشق، عزم، دانش و تمرکز) برای رسیدن به معرفت و حقیقت استفاده می‌کند.