شمارهٔ ۲۳۷ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گفتم از عشقش مگر بگریختم
خود به دام آمد کنون آویختم
گفتم از دل شور بنشانم مگر
شور ننشاندم که شور انگیختم
بند من در عشق آن بت سخت بود
سختتر شد بند تا بگسیختم
عاشقان بر سر اگر ریزند خاک
من به جای خاک آتش ریختم
بر بناگوش سیاه مشک رنگ
از عمش کافور حسرت بیختم
عاجزم با چشم رنگ آمیز او
گرچه از صد گونه رنگ آمیختم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عمق عشق و شدت احساسات شاعر است. شاعر در ابتدا از تلاش خود برای فاصله گرفتن از عشق و آرامش دل صحبت میکند، اما میبیند که این تلاش بیفایده بوده و او همچنان در دام عشق گرفتار شده است. او به سختیهای عشق اشاره میکند و میگوید که هرچه بیشتر سعی کرده از آن رها شود، بیشتر به آن وابسته شده است. شاعر همچنین از فدای خود در عشق و استفاده از آتش به جای خاک برای نشان دادن عشق و شور خود سخن میگوید. در نهایت، او از زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر دل و جانش صحبت میکند و نشان میدهد که حتی اگر رنگها و زیباییهای مختلفی را تجربه کند، همچنان کمرنگ نمیشود.