نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۷ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

آمد بر من جهان و جانم

انس دل و راحت روانم

بر خاستمش به بر گرفتم

بفزود هزار جان به جانم

از قد بلند و زلف پشتش

گفتم که مگر به آسمانم

چون سر بنهاد در کنارم

رفت از بر من جهان و جانم

فریاد مرا ز بانگ موذن

من بندهٔ بانگ پاسبانم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساس نزدیکی و محبت عمیق خود نسبت به معشوق صحبت می‌کند. با اشاره به قدرت و زیبایی معشوق، که او را به آسمان می‌برد، بیان می‌کند که در کنار او، تمام دغدغه‌ها و آشفتگی‌های دنیا از او دور می‌شود. همچنین، صدای موذن (آواز اذان) را به عنوان نشانه‌ای از بندگی و توجه به خداوند می‌بیند. به طور کلی، شعر بیانگر عشق و تعلق خاطر عمیق به معشوق و همچنین درک مقام بندگی است.