شمارهٔ ۲۵۹ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا شیفتهٔ عارض گلرنگ فلانم
از درد خمیده چو سر چنگ فلانم
تنگست جهان بر من بیچارهٔ غمگین
تا عاشق چشم و دهن تنگ فلانم
گه جنگ کند با من و گه صلح کند باز
من فتنه بر آن صلح و بر آن جنگ فلانم
بسیار بدیدم به جهان سنگدلان را
عاجز شدهٔ آن دل چون سنگ فلانم
گنگست زبانش به گه گفتن لیکن
من شیفتهٔ آن سخن گنگ فلانم
قولش همه زرقست به نزدیک سنایی
من بندهٔ زراقی و نیرنگ فلانم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق عمیق و دردناک شاعر است. او به زیبایی و جذبه معشوقش اشاره میکند و از احساسات متضاد جنگ و صلح در عشق صحبت میکند. شاعر از سختیها و بدیهای دنیا میگوید و به دلش که به خاطر عشقش مانند سنگ شده است، اشاره میکند. همچنین به ناگفتهها و رازهای عشق اشاره میکند و در نهایت به اینکه به قولهای معشوقش اعتقادی ندارد اما خود را اسیر زیبایی و نیرنگ او میداند، میپردازد. به طور کلی، شعر احساسی و عاطفی درباره عشق و مشکلات آن است.