شمارهٔ ۲۶۷ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
تا کی ز تو من عذاب بینم
گر صلح کنی صواب بینم
شبگیر ز خواب سست خیزم
آن شب که ترا به خواب بینم
یاد تو خورم به ساتکینی
جایی که شراب ناب بینم
امشب چه بود که حاضر آیی
تا من به شب آفتاب بینم
تا کی ز غم فراق رویت
جان و دل خود کباب بینم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از عذاب و رنج ناشی از دوری معشوق صحبت میکند و از او میخواهد که صلح کند تا آرامش حاصل شود. او به خوابهایی اشاره میکند که معشوق را در آن میبیند و همچنین به یاد او در لحظات تنهایی و زمانی که شراب مینوشد. شاعر از معشوق میخواهد که هرچه زودتر بیاید تا نور و شادی را در شب خود تجربه کند و از غم فراق او به شدت رنج میبرد.