نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۹ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ما همه راه لب آن دلبر یغما زنیم

شکر او را به بوسه هر شبی یغما زنیم

هم توان از دو لبش شکر زدن یغما ولیک

هر شبی راه لب آن دلبر یغما زنیم

ما چو وامق او چو عذرا ما چو رامین او چو ویس

رطل زیبد در چنین حالی اگر صهبا زنیم

شخص را می وار هر شب در بر ویس افگنیم

بوسه وامق‌وار هر دم بر لب عذرا زنیم

بر بخفتن گاه صحبت در بر ما افگند

لب به بوسه گاه عشرت بر لب او ما زنیم

خوش بدست امروز و دی با آن نگارین عیش ما

خوشتر از امروز و دی فردا و پس فردا زنیم

گر وصال او به جور از ما ستاند روزگار

دست در عدل غیاث‌الدین والدنیا زنیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و شوق به معشوق است. شاعر با اشاره به زیبایی و شیرینی لب‌های معشوق، به بوسه زدن و لذت بردن از لحظات عاشقانه اشاره می‌کند. او خود را در کنار محبوبش و در حالتی شاد و پر از عشق توصیف می‌کند و به زیبایی و طراوت روزها و شب‌هایش با معشوق اشاره دارد. همچنین، شاعر به تمایل به وصال و دستیابی به عشق واقعی نیز اشاره می‌کند و حتی اگر روزگار بر او جفا کند، همچنان به عشق و محبت ادامه می‌دهد.