نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۰ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

سر بر خط عاشقی نهادیم

در محنت و رنج اوفتادیم

تن را به بلا و غم سپردیم

دل را به امید عشق دادیم

غم‌خواره شدیم در ره عشق

وز خوردن غم همیشه شادیم

قصه چه کنم که در ره عشق

با محنت و غم جنابه زادیم

در حضرت عشق خوب‌رویان

بر تارک سر بایستادیم

بی درد چو بد سنایی از عشق

از جستن این حدیث بادیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و مشکلاتی که در راه آن بر دوش می‌کشد، سخن می‌گوید. او به قربانی‌کردن تن و دل برای عشق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که با وجود درد و رنج، همچنان شاد است. او در می‌یابد که عشق پر از غم و محنت است و این تجربیات را به عنوان بخشی از مسیر عشق می‌پذیرد. در نهایت، شاعر به خوبی و زیبایی‌های عشق نیز اشاره می‌کند و از عشق به عنوان یک حقیقت عمیق و ارزشمند یاد می‌کند.