نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از عشق روی دوست حدیثی به دست ماست

صیدیست بس شگرف نه در خورد شست ماست

میدان مهر او نه به کام سمند ماست

درع وفای او نه به بالای پست ماست

دیریست تا به یادش می نوش می‌کنم

کس را نگفت او که فلان مرد مست ماست

با پاسبان کویش در خاک می‌رویم

هر چند فرق فرقد جای نشست ماست

چون مات برد ماست همه کس حریف ماست

وانجا که نیستیست همه عین هست ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و محبت به دوست اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق به او بسیار عمیق و شگرف است و نمی‌توان آن را با اشیای معمولی و دنیا مقایسه کرد. شاعر احساس می‌کند که در یاد و محبت دوست غرق شده و هیچ کس به اندازه او برایش مهم نیست. او با عشق به یاد دوست، زنده است و حتی در جایی که دوست نیست، احساس وجود دوست را دارد. در نهایت، این شعر بیانگر عمیق‌ترین و ناب‌ترین احساسات عاشقانه شاعر است.