شمارهٔ ۳۰۲ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خانهٔ طامات عمارت مکن
کعبهٔ آفاق زیارت مکن
نامهٔ تلبیس نهفته مخوان
جامهٔ ناموس قضاوت (قصارت) مکن
قاعدهٔ کار زمانه بدان
هر چه کنی جز به بصارت مکن
سر به خرابات خرابی در آر
صومعه را هیچ عمارت مکن
چون همه سرمایهٔ تو مفلسیست
در ره افلاس تجارت مکن
چون تو مخنث شدی اندر روش
قصهٔ معراج عبارت مکن
تا نشوی در دین قلاشوار
خرقهٔ قلاشان غارت مکن
عمر به شادی چو سنایی گذار
کار به سستی و حقارت مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد زندگی مادی و ظاهری میپردازد و نویسنده از خواننده میخواهد که از ساختن بناهای فیزیکی و ظاهری پرهیز کند. به جای آن، باید به درون خود و بصیرت علمی توجه کند، و از تلاشهای superficial و بیمحتوا دوری کند. او تاکید میکند که در جهان مادی، به جاودانگی و ثروت نرسید، زیرا در نهایت، زندگی باید در مسیر معنوی و شادی سپری شود، نه در پیلهی قضاوت و فقر. در نهایت، او به اهمیت تلاش و زندگی شاد و معنادار اشاره میکند و توصیه میکند که از کارهای بیهوده و ضیعف بپرهیزند.