نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۰ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

جانا دل دشمنان حزین کن

با خود شبکی مرا قرین کن

تیغ عشرت ز باده برکش

اسب شادی به زیر زین کن

من خاتم کرده‌ام دو بازو

خود را به میان این نگین کن

تا جان من از رخت نسوزد

رخ زیر دو زلف خود دفین کن

تا عیش عدو چو زهر گردد

با ما سخنان چو انگبین کن

بی باده مباش و بی رهی هیچ

کوری همه دشمنان چنین کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و درخواست شاعر از معشوق می‌پردازد. شاعر می‌خواهد که معشوق دل دشمنانش را غمگین کند و او را به خود نزدیک کند. او به لذت‌های زندگی اشاره می‌کند و خواهان شادی و عیش است. همچنین شاعر تلاش می‌کند رابطه‌اش را با معشوق عمیق‌تر کند و تا جایی که ممکن است، از درد و رنج دور بماند. در نهایت، شاعر به اهمیت عشق و خوشی در زندگی اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که بدون عشق و شادی، زندگی ارزش چندانی ندارد.