شمارهٔ ۳۲۷ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بند ترکش یک زمان ای ترک زیبا باز کن
با رهی یک دم بساز و خرمی را ساز کن
جامهٔ جنگ از سر خود برکش و خوش طبع باش
خانهٔ لهو و طرب را یک زمان در باز کن
چند گه در رزم شه پرواز کردی گرد خصم
گرد جام می کنون در بزم ما پرواز کن
یک زمان با عشق خود می خور و دلشاد زی
ترکی و مستی مکن چندان که خواهی ناز کن
ناز ترکان خوش بود چندان که در مستی شود
چون شوی مست و خراب آنگاه ناز آغاز کن
ناز و مستی دلبران بر عاشقان زیبا بود
ناز را با مستی اندر دلبری دمساز کن
گر شکار خویش خواهی کرد جملهٔ خلق را
زلف را گه چون کمند و گه چو چنگ باز کن
مهر تو گردنکشان را صید تو کرد آنگهی
پادشه امروز گشتی در جهان آواز کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به زیبایی و جذابیت عشق و عشقورزی اشاره دارد. او از محبوب خود میخواهد که لحظهای از دنیای جدی و جنگ فاصله بگیرد و به دنیای شادی و لذت بپیوندد. از او میخواهد که به جای جنگیدن، در بزم و شادی حضور یابد و همچنان که در گذشته در عرصه جنگ پرواز کرده، اکنون در میخانه و دورهمیها سرشار از شادی باشد. شاعر همچنین به نقش ناز و مستی در عشق اشاره میکند و تأکید دارد که ناز باید در دل آن زمان که فرد مست و شاداب است، نمایان شود. او عشق را به شکار تشبیه کرده و از محبوب میخواهد که با زیبایی و زلف خود، دلها را صید کند و در جهان حتی به عنوان پادشاهی آوازهاش را بر سر زبانها بیندازد. در کل، این اشعار به تفریح، عشق و زیبایی زندگی در کنار هم دعوت میکند.