شمارهٔ ۳۳۲ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
مکن آن زلف را چو دال مکن
با دل غمگنان جدال مکن
پردهٔ راز عاشقان بمدر
کار بر کام بدسگال مکن
خون حرامست خیره خیره مریز
می نبیلست در سفال مکن
حال خود عالمی کند حالی
فتنهٔ نو میار و حال مکن
این چه چیزست و آن همیشه که تو
با خجسته همیشه فال مکن
با سنایی همه عتاب میار
با خراباتیان نکال مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیههایی را به معشوق میکند. شاعر از او میخواهد که زلفهایش را به صورت دال نکند و با دلهای غمگین جدال نکند. همچنین به او یادآوری میکند که نباید پردهی راز عاشقان را بیندازند و با عشقهای ناپاک بازی کند. شاعر به او میگوید که نباید خونِ حرام را بیدلیل بریزد و نباید در پی فتنه و حالِ نو برود. همچنین به او هشدار میدهد که با سنایی عتاب نکند و با خراباتیان در نیفتد. در کل، شعر در مورد احتیاط در رفتار و ارتباطات عاشقانه است.