نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۴ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جانا اگر چه یار دگر می‌کنی مکن

اسباب عشق زیر و زبر می‌کنی مکن

گویی دگر کنم مگرم کار به شود

حقا که کار خویش بتر می‌کنی مکن

منمای روی خویش بهر ناسزا از آنک

خود را بگرد شهر سمر می‌کنی مکن

بر گل ز مشک ناب رقم می‌کشی مکش

هر مشک را نقاب قمر می‌کنی مکن

ای سیمتن ز عشق لب چون عقیق خود

رخسارهٔ مرا تو چو زر می‌کنی مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به محبوبی خطاب می‌شود که در عشق تغییراتی ایجاد کرده است. شاعر از او می‌خواهد که این تغییرات را متوقف کند و عشق را نابود نکند. او به معشوق می‌گوید که نباید زیبایی‌های خود را برای دیگران به فنا دهد و در عوض باید عشق و محبت را حفظ کند. شاعر از درد و رنج ناشی از این تغییرات ابراز نگرانی کرده و خواستار بازگشت به حالت اولیه و صداقت در عشق است. در نهایت، او تأکید می‌کند که زیبایی‌های او باید در عشق حفظ شود و نباید به خاطر ناسزا یا ناراحتی دیگران از آن کاسته شود.