نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۷ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

ای ماه ماهان چند ازین ای شاه شاهان چند ازین

پندت سزای بند گشت آخر نگیری پند ازین

گشتی تو سلطان از کشی تا کی بود این سرکشی

عادت مکن عاشق کشی توبه بکن یکچند ازین

با روی خوب و خوی بد از تو کسی کی برخورد

این خوی بد در تو رسد بگریز ای دلبند ازین

تا کی کنی کبر آوری چون عاقبت را بنگری

ترسم پشیمانی خوری ای یار بد پیوند ازین

اول که نامت برده‌ام صد ضربه از غم خورده‌ام

زان صد یکی نشمرده‌ام آخر شوی خرسند ازین

ای هوش و جان بی‌هشان جان و دل عاشق کشان

از جان ما چِدْهی نشان روزی اگر پرسند ازین

از جور تست اندر دعا دست سنایی بر هوا

از وی وفا از تو جفا آخر نگویی چند ازین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در قالب غزل به بیان احساسات و تذکر به یک معشوق می‌پردازد که رفتارهای ناپسند و ظالمانه‌ای دارد. شاعر از معشوق می‌خواهد که از عشق و کشتن دل‌ها دست بردارد و به خود بیاید. او به یادآوری می‌پردازد که چگونه عشق باید با خوبی همراه باشد و نه با ظلم. شاعر با اشاره به اینکه او همچنان دلباخته است، خواستار تغییر رفتار معشوق می‌شود و به عواقب بد رفتارهایش اشاره می‌کند. در نهایت، این شعر دعوت به توبه و تغییر در رفتار است تا محبت و عشق واقعی برقرار شود.