نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۱ سنایی

سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حلقهٔ ارواح بینم گرد حلقهٔ گوش تو

آفتاب و ماه بینم حامل شبپوش تو

بی‌دلان را نرگس گویای تو خاموش کرد

عاشقان را کرد گویا پستهٔ خاموش تو

تلخ نو شیرین‌ترست از شهد و شکر وقت کین

چون بود هنگام صلح و وصل رویت نوش تو

خواب خرگوش آمد از تو عاشقانت را نصیب

زین قبل سخره کند بر شیر و بر خرگوش تو

مرغ‌وار اندر هوای تو همی پرد دلم

بر امید آنکه سازد آشیان آغوش تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و تاثیر عاطفی معشوقه‌اش اشاره می‌کند. او حلقه‌ای از ارواح را در اطراف گوش معشوق می‌بیند و زیبایی‌های آفتاب و ماه را در او می‌یابد. دل‌باختگان را با نرگس زیبای او آرامش می‌دهد و می‌گوید که عشق در سکوت پنهان است. همچنین اشاره می‌کند که تلخی‌ها در حضور معشوق، شیرین‌تر می‌شوند و او در صلح و وصال با معشوق به خوشی می‌رسد. شاعر خواب عاشقانه را با معشوق مقایسه می‌کند و در نهایت، دلش به شوق آغوش و نزدیکی به معشوق می‌تپد.