شمارهٔ ۳۶ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بر دوزخ هم کفر و هم ایمان تراست
بر دو لب هم درد و هم درمان تراست
گر دو صد یعقوب داری زیبدت
کانچه یوسف داشت صد چندان تراست
خندهٔ تو چون دم عیساست کو
هر چه در لب داشت در دندان تراست
چند گویی کان و کان یک ره ببین
کانچه در کانست در ارکان تراست
چند گویی جان و جان یک دم بخند
کانچه در جانست در مرجان تراست
از لطیفی آنت جان خواند از آنک
هر چه آنرا خواند جان بتوان تراست
هر زمان گویی همی چوگان من
گوی از آن کیست گر چوگان تراست
چون همی دانی که میدان آن تست
گوی هم می دان که در میدان تراست
بنده گر خوبست گر زشت آن تست
عاشق ار دانا و گر نادان تراست
صورت ار با تو نباشد گو مباش
خاک بر سر جسم را چون جان تراست
من ترا هرگز بنگذارم ولیک
گر تو بگذاری مرا فرمان تراست
هیچ مرغ آسان سنایی را نیافت
دولتِ مرغی که، این آسان تراست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر این است که همه چیز در زندگی انسان به او وابسته است و بستگی به نگرش شخص دارد. دوزخ و بهشت، درد و درمان، خوشی و خوشحالی همه تحت کنترل فرد میباشد. شاعر به این نکته اشاره میکند که حتی در شرایط مختلف، تواناییها و ظرفیتهای فرد ممکن است از آنچه به نظر میرسد بیشتر باشد. او همچنین بر اهمیت درک و تفاهم در زندگی تأکید کرده و به عشق و ارتباط بین انسانها اشاره میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که نباید به ظواهر توجه کرد، زیرا آنچه که واقعاً ارزشمند است روح و جان انسان است.