شمارهٔ ۳۶۲ سنایی
سنایی غزنوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای ببرده آب آتش روی تو
عالمی در آتشند از خوی تو
مشک و می را رنگ و مقداری نماند
ای نه مشک و می چو روی و موی تو
چشمکانت جاودانند ای صنم
نرگس آمد ای عجب جادوی تو
تیر عشقت در جهان بر من رسید
غازیانه زان کمان ابروی تو
زنگیانند آن دو زلف پای کوب
بلعجب اندر نظاره سوی تو
با خروش و با فغان دیوانهوار
خاک پاشم بر سر اندر کوی تو
هر کسی مشغول در دنیا و دین
دین و دنیای سنایی روی تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و بیان میکند که عشق و جذبه او باعث آتش و التهاب دل شاعر شده است. شاعر به ویژگیهای منحصر به فرد معشوق، نظیر چهره و چشمهایش اشاره میکند و تأثیر آن بر روی او را ستایش میکند. او بیان میکند که تمامی دستاوردهای دنیا در برابر عشق به معشوق بیارزش هستند و در نهایت، به این نتیجه میرسد که تنها چیزی که در زندگی ارزشمند است، عشق به معشوق و زیبایی اوست. شاعر به نوعی به دیوانگی ناشی از عشق اشاره دارد و بیان میکند که هر که در دنیای خود مشغول است، نمیتواند زیبایی و جذابیت معشوق را درک کند.